محمد بن محمد بن أحمد القرشي ( ابن الاخوة ) ( مترجم : جعفر شعار )
132
آيين شهردارى ( فارسى )
و فروشنده نبايد بهاى كالا را زياده از حد معمول گران كند و مردم را بفريبد ، چه اين كار حرام است . از جملهء امور حرام اين است كه كسى كالايى را به بهاى معينى به شرط خيار بخرد . شخص ديگر به او بگويد كه آن را بازگردان ، من بهتر از آن را به همين بها يا مانند آن را به بهايى كمتر به تو مىفروشم . اين گفتار حرام است . چنان كه ابو هريره از رسول خدا ( ص ) روايت كرد كه فرمود : « كسى بر بيع ديگرى بيع نكند و بر خواستگارى وى خواستگارى نكند » « 1 » و نيز اين امر موجب فساد است . دادوستد شهرنشين با صحرانشين ( غير شهرى ) حرام است ، مثلا كسى كالايى را براى فروش به شهر مىآورد و آن كالا مورد احتياج مردم است ، چنان كه اگر بفروشد فراخى و گرنه مضيقه روى خواهد داد . در اين ميان سمسارى به او مىگويد : مفروش تا من اندكاندك به فروش رسانم و بر بهاى آن بيفزايم . از رسول خدا ( ص ) روايت شده است كه فرمود : « شهرى با صحرانشين بيع نكند » ، سپس گفت : « سمسارى هم در ميان نباشد » « 2 » و نيز فرمود : « شهرى با صحرانشين بيع نكند ، زيرا مردم را اغفال مىكنند . خداوند مردم را به وسيلهء يكديگر روزى مىدهد . » « 3 » گاهى فروشنده جامهاى را به كسى عرضه مىكند و مىگويد : اين جامه را در برابر جامهء تو به تو مىفروشم ، يا اينكه : اين جامه را به ده درهم نقد و به بيست درهم نسيه مىفروشم ، و برخى كالا را با مدت نامعلوم يا به شرطى نامعين كه در آينده تحقق خواهد يافت مىفروشند ، و برخى ديگر كالايى را
--> ( 1 ) - قال ( ص ) : « لا يبيع الرجل على بيع اخيه و لا يخطب على خطبة اخيه . » . ( 2 ) - روى طاووس ( داود ) عن ابيه عن ابن عباس قال قال رسول اللّه ( ص ) : « لا يبيع حاضر لباد . » قلت : لم لا يبيع حاضر لباد ؟ قال : « لا يكون له سمسارا . » . ( 3 ) - و قال ( ص ) : « لا يبيع حاضر لباد ، دعوا الناس فى غفلاتهم ، يرزق اللّه بعضهم من بعض . » .